جوجه جان جوجه جان ، تا این لحظه: 13 سال و 1 ماه و 6 روز سن داره

🐥🐣جوجو ی من🐣🐤

5-هر چی که دارم مال تو

1391/11/14 2:42
نویسنده : 💚رستا💙
822 بازدید
اشتراک گذاری

از چند هفته ی پیش مامانت همش تو بیمارستان بستری بود ، چرا؟؟ از خودت بپرس شیطون ، از دست تو هرچی ک میخورم ک نمیتونم بخورم ..... رو بالا میارم لاغر هم شدم ، زشت هم شدم تازه ..... بابات منو بینه فرار میکنه .... خودرو شکر ک ایران نیست!!! همش تقصیر توئه ، فک کنم تمام زیبایی های من رفته تو وجود تو!!! خوشگلم ، عیبی نداره مادر شدن همینه دیگه !!! در عوض بیای حسابی تلافی میکنم !!!! میدونی چیکار میکنم ؟؟؟


به اندازی ۹ ماه آشوب و درد و بلا بغلت میکنم ، وحسابی ماچ بارونت میکنم گوگلی من تربچیه مامان ، قربون اون کله کچل بدون موت برم من ، عاشقتم من عشقممممم ، زیبایم سلامتیم ... ک چیزی نیست هر چی که دارم ماله تو !!!

پسندها (1)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (2)

شراره
14 بهمن 91 0:40
سلام خانومی.من تازه با وبلاگت آشنا شدم.با اجازت خاطراتتو خوندم.از نگارشت خوشم اومد.من و همسری هم 9سال فاصله سنی داریم البته من دوسال از شما کوچکترم.به منم سر بزن گلی


سلام شراره خانوم ، ممنونم عزیزم ، و عروسیتونو تبریک میگم ، مباااااارک باشه خانوم خانوما ....
اما ی کوچولو زود عروسی نکردی؟ :-P تو هم مثه هدم عجله ای بودی!!! به هر حال کللی تبریک میگم عروس خانوم :-D
از زندگی مشترکتون نهایت استفاده رو ببرید عزیزم،



سلام عزیزم ، ی نصیحتی واست دارم ،
اینکه از زندگی شیرین ۲نفرتون نهایت لذت رو ببر ، و لحظه لحظه ی اونو تو خاطرت ثبت کن، من هیچ وقت با شوشو زندگی متاهلی ۲ نفره نداشتم .:-(( ، عروسی هم نداشتم ، تو دوران عقد و نامزدی بودیم ک نینی گلو یهو با امدنش ( اونم بدون اینکه هیچ دخولی انجام بشه ) بابام نمیزاشت ک باهم باشیم تو دوران عقد ، ما رو سورپریز کرد ،و باد از کلی ابرو ریزی و دعوا ، قرار شد که نینی رو نگاه داریم و تو ی عروسی خودمونی و ساده ازدواج کردیم اونم خیلی سری و هولهولکی ( واسه اینکه ابرو ریزی نشه ) ، که بعدشم شوشو چون دانشجو بود تو اروپا ،برگشت که به دانشگاش برسه و من موندم با این تربچه فسقلی ....
اگه بخایم حساب کنیم من شاید بعد از جاش عروسی فقط ۱ شب بغل شوشو خوابیدم :-( ، اسن نفهمیدم که زندگی متاهلی یعنی چی؟؟
البته ناگفته نمونه که من خودم هم قصده ادامه تحصیل داشتم و دارم ، چون خیلی مهمه .... به محض اینکه شرایط رو به راه بشه حتما درسامو ادامه میدم .....
شوشو هم که تو دانشگاه مشغوله منم تنها پیش مامان بابام هستم اینجا ، البته با این فسقلی ....
در کل اصلا احساس نه امیدی نکن از زندگی ۲ نفرتون لذت ببر و به درستم حتما برس چون وقتی نینی بیاد دیگه وقتی نداری واسه اینکارا خانم خوشگله
رابطه من و شوشو با وجود ۹ سال اختلاف خیلی خوبه ، بعضی جاها حس میکنم که اون مثل ی پدر مراقبمه و این بهم آرامش میده ، تجربش از من خیلی بیشتره و تا الان تو زندگیمون و تو عشقمون خیلی چیزا ازش یاد گرفتم و خیلی جاها دستامو گرفته و راهنماییم کرده ،، حداقل پسر بچه نیست ی مرد واقعیه ک آینده و هدفشو میشناسه و اینا به من آرامش میده ، زندگی با ی همچین مرد کاملی رو همیشه ترجیح میدادم به زندگی با کسی که ی پسر بچس هنوز ، امیدوارم ک شوشو ی تو هم همینجوری باشه واست!!! البته منم از با اون بودن کلی چیزای خوب یاد گرفتم و تمام سعیم تو اینه که ی دختر بچه نباشم بلکه خودم رو از لحاظ فکری و عقلی به سطحی برسونم ک فکر نکنه با ی دختر بچه عروسی کرده ، به هر حال امیدوارم که تو زندگیت و درست موفق باشی خانم خانوما

سمیتا
11 اردیبهشت 92 16:14
سلام من به طور اتفاقی با وبتون آشنا شدم می تونم رمزتون رو داشته باشم